کانال داستان سکسی تلگرام

کانال داستان سکسی شهوانی سکسی , شهوانی در تلگرام -کانال سکسی الکسیس خاله-لینک تلکرام فیلم سکس بانو الکسیس-لینک کانال تلگرام سکسی دختران ایرانی-کانال سکسی جنده-کانال سکسی شهوانی فیلم و ..

https://t.me/dodol_fun_dastan

https://t.me/joinchat/AAAAAFi9aTixNXbFrQWYIw

Advertisements

داستان سکسی – گروه سکسی – فیلم سکسی – عکس سکسی

داستان سکسی – گروه سکسی – فیلم سکسی – عکس سکسی- کانال سکسی تلگرام , عکس سکسی فیلم سکسی لینک سکسی ,کانال سکسی موبوگرام, کانال پورن موبوگرام,کانال جوک , کانال شهوانی , کانال

ورود به کانال سکسی تلگرام

کانال سک30در تلگرام فارسی,کانال دانلود فیلم سکسی,کانال +18 تلگرام,گروه سک30,کانال خفن,کانال سوپرکدهتلگرام,لینک کانال سک30در تلگرام خارجی.

https://t.me/joinchat/AAAAAEG5ut6okkrDb47-Xg

فیلم سکسی،دانلود فیلم سکسی،فیلم سکسی ایرانی،فیلم سکسی خارجی،کانال تلگرام سکسی،کانال تلگرام فیلم سکسی

فیلم سکسیسکسی|فیلم سکسی|دانلود فیلم سکسی|کانال تلگرام سکسی|سکسی سکسفیلم سوپر|فیلم سوپر سکسی سکسی|فیلم های سوپری|فیلم سوپر ایرانی|فیلم سکس سوپر|عکس سوپر|فیلم سوپر|سوپر|فیلم سوپر|کلیپ سکسی‌ ‌ایرانی|دانلود فیلم و کلیپ سکسی ایرانی|دانلود فیلم سوپر|داستان سکسی|فیلم کردن کس زن 1|فیلم سوپر بدون فیلتر|فیلم کس کردن دختر دانلود|فیلم سوپر خارجی|پخش فیلم سوپر بدون دانلود|سایت سک سی بدون فیلتر|دیدن فیلم سوپر بدون دانلود|عکس کردن زن|فیلم سوپر 2018|دانلود فیلم سوپر خارجی|دانلود فیلم‌های سکسی‌ روز|دانلود رایگان فیلم سوپر سکسی با لینک مستقیم|شهوانی فیلم سکسی|

دانلود فیلم سوپر استار|فیلم _ اقدام زشت مرد با دختر 15 ساله در اتاق پشتی سوپر فیلم جنایت تجاوز جنسی داعش|عواقب زیان بار نگاه کردن به فیلم سوپر کلیپ سوپر مستهجن و مبتذل|کسانی که فیلم سوپر نگاه میکنن این فیلم رو ببینن|جمشید مشایخی در صحنه سکسی در فیلم پدر که ناخلف افتد|تماشا | جدیدترین تریلر فیلم سوپر هیرویی|فیلم سوپر مارکت در زمان زلزله تهران|فیلم سوپر گل|دانلود فیلم سوپر | دانلود فیلم سکسی | داستان سکسی | عکس سکسی|عکس سکسی،فیلم سکسی،داستان سکسی،عکس سوپر،فیلم سوپر،عکس|فیلم سکس دانلود فیلم سکسی

سایت سکسی|معرفی سایت های سکسی دانلود فیلم|سایتهای سکسی خارجی|سایت فیلم سکسی|فیلم سکسی‌ ‌ایرانی|سایت سکسی‌ قمبل|کلیپ سکسی|‌سکس کردن زن و شوهر|دانلود رایگان فیلم سکسی|فیلم سکس ایرانی|سایت سکسی آویزون|سکس خفن|کلیپ های سکسی ایرانی توپ و حشری|خفن ترین سایت های سکسی دنیا|معرفی سایت سکسی خارجی|معروفترین سایت سکسی دنیا|سکسی ترین فیلم های سکسی|سایت های سکسی و پورن|داستان سکسی ایرانی|فیلم پورن سکسی.سکس ایرانی دانلود بدون فیلتر|کلیپ سکسی|

|میخوام فیلم سکس ببینم|ادرس سایت های سکس خارجی|جدیدترین سایت های سکس فیلتر نشده|سایت فیلتر نشده فیلم سوپر|بزرگترین سایت دانلود کلیپ سکس|شهوانی|فیلم سوپر|فیلم آموزشی 102 حالت سکس|فیلم های سکسی ایرانی +18|دانلود فیلم و کلیپ سکسی ایرانی|صد داستان سکسی|داستانهای سکسی و شهوتناک|دانلود فیلم و کلیپ سکسی ایرانی با کیفیت خوب و عالی|کوس|کیر،کون ایرانی‌ |کوس|دانلود کوس ایرانی‌،سایت سکسی|عکس سکس ایرانی|سایتهای سکسی ایرانی|سایت سکسی|فیلم سکسیسکسی

 

داستان سکسی لز من و خاله ام

لز من و خاله ام

من بدونه شرح میرم سره اصله مطلب !

یه چیزه دیگه فهش ندید که حواله خودتون میشه ؛

من ایدا هستم 19 سالمه و درس رو رها کردم !

من خیلی شهوتی هستم حتی رو گوشیم بیشتر از 10 تا فیلم سکس دارم ( ولی همه لز )

از اقایون متنفرم ؛

یه روز من خواب بودم گوشیم هم شارژ زده بود ؛ تو خانواده کسی کاری به وسایلم نداره ؛

اما !

این خاله خیلی کنج کاو بود <!>

رفت سراغ گوشیمو باهاش ور رفت وقتی بیدار شدم گوشیم همون طور سره جاش بود _

نمیدونستم خالم برداشته بوده

اما رفتاره خالم یه طوری شده بود که انگار خیلی از دستم ناراحته بهش گفتم خاله زهرا گفت: جانم ؟

گفتم : اتفاقی افتاده ؟

گفت : خاک تو سرت !

‏(اب شدم ؛خیلی ترسیده بودم)

پرسیدم چرا ؟ گفت :اون فیلم ها چیه ؛ گفتم : کدوما ؟ گفت : خفه شو اشغال! (دیگه دوهزاریم افتاد ) گفتم خاله جونم – گفت خفه شو !

با گریه گفتم غلت کردم ؛

گفت که به مامانم میگه !

دیگه داشتم غزل خداحافظی رو میخوندم که !!!

 

 

خاله زهرا گفت : سکس هم داشتی ؟

گفتم : نه بخدا نداشتم ؛

گفت : از کجا باور کنم ؟

مات شدم ؛ ولی واقعأ سکس نداشتم ؛

سوالشو دوباره پرسید : گفتم نداشتم گفت بذار ببینم ! گفتم چیو ؟ گفت : دراز بکش منم دراز کشیدم ؛ شلوارمو کشید پایین ورفت سراغه کسم ؛ (خالم پرستاره یه چیزایی سرش میشد) دید که باز نبودم خیالش راحت شد ؛

خواستم بلند شم نذاشت !

احساس کردم یه گوهی منومیگیره ؛

ترسیده بودم خیلی ؛

یه دفعه خالم بوسم کرد گفت :

ببخشید بهت شک کردم ؛

گفتم : اشکال نداره و…

 

 

گفتم خاله اجازه هست بلند شم ؟

گفت : ایدا گفتم : جانم ؟

گفت : لز

گفتم : چی ؟ ( فهمیدم یه کاسه ای زیره نیم کاسشه )

چیزی نگفت فقط افتاد روم و خیلی زود لختم کرد ؛

منم که عاشق لز بودم ؛

شروع کرد به لب گرفتن و لمس کردنم ؛

یه شونه ی دسته گرد داشتم ؛ گفت : اینو بکن تو کسم تلمبه بزن ؛ (اره اره اتیش پاره خودش باز بود )منم یکم تف بهش زدم و کردم تو کسش 3 دقیقه ای ادامه دادم که ارضا شد ؛؛

گفت : دوست داری باز باشی ؟ گفتم : نه گفت : باشه ؛

بعد شرو کرد به خوردنه کونم ؛

منم برای هیجان اه اه اه میکردم ؛

بعد گفت فایده نداره ! انگشتشو کرد تو کونم ؛

درد داشت زیاد

تا 4 انگشت هم کرد من اشکم جاری شده بود اما حال میکردم ؛

 

 

سرتونو درد نیارم 20 دقیقه ای گذشت خیلی سوراخم گشاد شده بود ؛

 

 

بعد مامانم زنگ زد و گفت اماده شین میخوایم بریم مهمونی؛

تمومش کرده بودیم ؛

و خالم بهم گفت بازت میکنم ؛

گفتم تو خواب ببینی؛

تو داستانه بعدی میفهمید باز شدم یا نه.

کسانی که داستان رو خوندید لطفأ درست انتقاد کنید ؛ فهش هم دادید دادید واسم مهم نیست ؛

در ضمن غلت املأیی هم نگیرید مگه دبستانه ؛

 

 

خوش باشید؛

دوست داره شما ایدا

 

 

╔═.💗.════════📝═╗

°•.ᘛ❥ᘞ @dodol_fun ᘛ❥ᘞ.•°

╚═📝════════.💗.═╝

داستان سکسی سکس از کون با معلم خصوصی

س*ک*س از کون با معلم خصوصی

سلام این داستان کاملا حقیقت داره و الکی نیست.ماجرا از اون جایی شروع میشه که من در کلاس دوم دبیرستان تو درس شیمی یکم ضعیف شدم و مجبور به گرفتن معلم خصوصی در منزل شدم از اونجایی که معلم شیمی**** من یه زن بود اول های کلاس هامون اصلا او وسط درس کیرم راست نمیشد چون اصلا به این این چیزا فکر نمیکردم میدونید چرا چون اوایل خودش رو وسط تدریس میپوشوند و اها اینو بگم که چادری بود. دیگه چند ماهی بود که کلاس میذاشتیم و میذاریم ما از تویه تلگرام باهام واسه کلاس بعدی هماهنگ میکردیم که تو این میان بعضی وقت ها هم پی ام میدادیم اون متولد 75 بود و من متولد79 چهار سال ازم بزرگ تر بود

دیگه از چندین جلسه قبل یکم خودمونی تر شده بود و لباس رو در میاورد و یه لباس آسین دار بلند میپوشید و با شال جلویه سینه هاشو میگرفت اون کون خیلی بزرگ و خوشگلی داشت و سینه هاش هم از 85 فکر کنم بزرگتر بود ولی خیلی خوش فرم بود من یه چند جلسه قبل موقعی که اومد خونمون کسی خونه نبود فقط ما دوتا بودیم البته جلسه این جوری داشتیم ولی اون روز به سکس ختم شد که من خیلی سینه هاشو نگاه میکردم اصلا حواسم به درس نبود و اونم خیلی حشری بود و قشنگ میشد حشری بودن رو از تو چشاش فهمید به من گفت من میرم دسشویی وقتی پاشد از رو مبل به شمت دست شویی که رفت من یهو چشم رو بردم سمت کونش و داشتم هی نگاه میکردم تو دلم میگفتم واییی چه کونی داره چی میشه ما یه سکس بکنیم بزنم کونشو جرررر بدم ولی فکر میکردم اصلا این اتفاق نمیوفته همیشه فکر میکردم الکی ولی موقعی که برگرشت من چشم یکسره تو سینه هاش بود اونم فهمیده بود خیلی یادم نمیاد که بحث سر چی بود که یکم رفت تو کار سکس و اینجور چیزا که موقعی که باهم صحبت میکردیم بعدش دست منو گرفت منم سریع رفتم سراغ سینه هاش و گفتم ازت خواهش میکنم بیا این کار اینجام بدیم اونم گفتش اااا چیکار میکنی مثلا میخواست بگه من تمایل ندارم حالا خودش بیشتر از من میخواست ها انقدر شق کرده بودم که کیرم درد گرفته بود داشت میترکید من باهوش سریع شروع کردم به لب گرفتن و رفتم سراغ سینه های بزرگ حشری کنندش گفتم برگرد شورتو کشید پایین وقتی کونشو دیدم داشتم جق میزدم دیگه از شدت بی تابی گفت ببین من این دفعه ی اولمه خودتم بکشی از کس نمیدم و از کونم که دردم میاد گفتم بهش پس چیکار کنم بشینم کون تو رو نگاه کنمو جق بزنم باهاش گفت دیگه من نمیدونم یکم باهاش صحبت کردم و بعد گرفت برام ساک زدن نمیدونید ها هم یه بار که دهنشو تو کیرم بالا پایین میکرد میخواست آبم بیاد بهش گفتم بسه برگشت و کونش رو داشتم لیس میزدم نوک زبونم رو کردم تو سوراخ کون تنگش که چسبیده چسبیده بود سر کیرمو یه تف مشتی زدم و اروم کردم تو کونش یه آاااااخ بلند گفت و جلو دهنش رو گرفتم همین جوری سر کیرم تو کونش بود هم میخواستم یکم فشار بدم بیشتر بره آخ و اوخ میکرد گفتم یکم تحمل کن دیگه نمیدونید از اخ و اوخ اون من چه حسی بهم دس داده بود بعدش انقدر آروم اروم عقب جلو میکردم که نزدیک یک ربع فقط درگیر تو کونش کردم بودم دیگه داشت گریه میکرد هی منو با دستاش میخواست بکشه عقب داد میزد ااااای درد گرفت داره میسوزه ولم کن بسه من هی آرومش میکردم دقگه بعد اینکه کامل کردم تو کونش اروم کشیدم بیرون و دوباره همین کارو کردم و اتقدر کردم کردم کردش دیگه اخر کاری ها سینه هاش تنگ قرپز شده بود انقدر که فشار داده بودمشون خودش گفته بود دیگه هم کونم داره میسوزه هم سینه هام خلاصه دیگه دیدم داره آبم میاد منم کم نیاوردم و دهنش و باز کردم و بعد چند ثانیه ساک ابمو ریختم تو دهنش از روزای بعد دیگه دعا دعا میکردم تا خونه خالی شه تا با باهم سکس کنیم اونم از کون بزرگ و تنگش ما بعد این جریان 2 بار دیگه سکس کردیم و هنوزم میخوایم من منتظرم دوباره یه موقعیتی پیش بیاد.

╔═.💗.════════📝═╗

°•.ᘛ❥ᘞ @dodol_fun ᘛ❥ᘞ.•°

╚═📝════════.💗.═╝

داستان سکسی خانم بزرگتر از خودم

خانم_بزرگتر_از_خودم

متن خاطره: سلام .زانیارهستم 32 سالمه میخوام از خاطره سکس با خوانمی که 11 سال بزرگترز از خودمه براتون تعریف کنم….من حدود5ساله هر روز صبح برای ورزش به پارک میرم هر روز بعد از ورزش وهوازی بد مینتون بازی میکنم. ما تقریبا یه گروه شدیم که هم اقایون هستن هم خانوما .یه روز داشتیم بد مینتون بازی میکردیم یهو پای یکی ازخانومها پیچید افتاد زمین از درد داشت گریه میکرد.وقتی خانومهای دیگه پاشو دیدن گفتن پاش رگ برگ شده وباید دکتر بره.منم که ماشین باخودم برده بودم گفتم بیاید ببریمش دکتر. خلاصه به اتفاق یه خانوم دیگه بردمش دکتر.پس از معاینه رسوندمش دم خونشون گفتم زنگ خونتونو بزنم اقاتون بیاد گفت ای اقا اقامون کجا بود شوهرم سال 84 فوت کرده .باکمک اون یکی خوانوم بردیمش تو ومن خداحافظی کردمو رفتم .این کار جرقه اشنای من شد بعد از دوهفته که حالش خوب شد اومد پارک از بابت اون روز تشکر کرد .از اون روز به بعد خیلی احساس نزدیکی به من میکرد واین باعث شد حسه شهوتی به اون پیدا کنم .از یک رو چون از من بزرگتر بود خجالت میکشیدم بهش چیزی بگم.یه روزکه تعداده کمی پارک اومده بودن منو اون بازی دوبل انجام دادیم قرار شد هرکی باخت صبحانه بده من هم از قصد باختم رفتیم صبحانه بخوریم.وقتی تو ماشین نشستیم از سر گذشتش تعریف کرد میگفت دیگه قصد ازدواج نداره .من قبلا از دوستام شنیده بودم که خانومهای میان سن احساس شهوت بالای دارن باورم نمیشد .تو ماشین میگفت از بازوات خوشم میاد شروع کرد ماساز دادن بازوم . شوگولی منم از خدا خواسته سریع سیخ شد منم مجبور شدم هی تو گرمکنم این ور انورش کنم. اون متوجه این حرکت من شد گفت بیا بریم خونمون صبحانه بخوریم .گفتم مشگلی برات پیش نمیادگفت نه من تنها زندگی میکنم یه پسر بیشتر ندارم اونم تهرانه .هم درس میخونه هم کار میکنه.خلاصه رفتیم خونش شروع کرد برای اماده کردن صبحانه .موقعه خوردن صبحانه فهمیدم بد جور تو کف شوگولیه منم دلمو زدم به دریا یه لب ازش گرفتم.فکر کردم عکسالعمل بدی انجام بده . دیدم چشماشو بست رفت توحس .شروع کردم دوبارلب گرفتن اونم شروع کرد به خوردن لبام. من تا اون روز سکسهای که با خانومهای دیگه داشتم همشون تو سن سال خودم بودن .برای عرضا شدن خودم باید هر کاریرو میکردم .تجربه من از دخترهای جوان این بوده که همیشه عمق احساسشون بیرون نمیریزن. خلاصه دستمو گرفت رفتیم تو اتاق خواب لباساشو دراورد .باورتون نمیشه بدنش مثل دخترای 24 ساله بود سینه های متوسط خوش فورم باسن زیبا .با اینکه یه بار حامله شده بود شکمش اصلا چین نداشت .شروع کرد به در اوردن لباس من . شوگولی منم داشت خودشو میکشت .وقتی شرتمو از پام دراورد سریع شروع به ساک زدن کرد نمیدونید چه جوری ساک میزد معلوم بود خیلی وقته ارگاسم نشده .داشتم دیونه میشدم فکر نمیکردم زن اونقدر احساس داشته باشه. بلندش کردم خوابوندمش روی تخت مثل ادمهای حریص شروع کردم به خوردن کسش .یه زره که خوردم زود ارگاسم شد.موهامو گرفته بود صورتمو محکم به چوچول کسش فشار میداد.از اون زنهای بود که کیرو باتمام وجودش دوست داشت .بعد از چند دقیقه که دوباره سرحال شد بلند شدو برگشت گفت از پشت بزار تو کسم منم جنگی پریدم پشتش کیرمو گذاشتم در کسش یه فشار دادم اروم رفت توکسش .تا ته فشار دادم چه کس تنگی داشت از زور شهوت داشت ابم میومد گفتم بریزم ابمو توکست .گفت لذت سکس به ریختن اب تو کسه .دوتا دیگه تلمبه زدم ابمو ریختم توکسش.اونم پس چند لحظه دوباره ارگاسم شد.وقتی ارگاسم شد گفت اگه بدونی کیر چقدر لذت داره یه زرشو به کسی نمیدی .من اون روز 3بار ارگاسم شدم اون 4بار .از اون سکس به بعد دیگه نتونستم با دخترهای جوان حال کنم چون طوری منو سیراب کرده .حاضرم براش بمیرم .الان مدت سه ساله باهاش هستم….

 

 

 

╔═.💗.════════📝═╗

°•.ᘛ❥ᘞ @dodol_fun ᘛ❥ᘞ.•°

╚═📝════════.💗.═╝

داستان سکسی عاشقانه با مرد سن بالا

س*ک*س عاشقانه با مرد سن بالا

ستاره هستم،25 ساله از رشت.وقتی ک پیش دانشگاهی رو تموم کردم با ی مرد متاهل دوس شدم،اولش نمیدونستم ک متاهله ولی وقتی فهمیده بودم ک دیگه خیلی بهش علاقمند شده بودم و نمیتونستم ازش دل بکنم.اولین بوسه رو لب رو باهاش تجربه کردم ک اونجا فهمیدم چقد سکس لذت بخشه.سکس ما در حد لب و خوردن کیرش بود،چون معمولا تو مغازش اینکارو میکردیم،من سینه های متوسطی دارم ک نوکش خیلی درشته و اون عاشق سینه هام بود، در هرصورت طولی نکشید ک رابطه ما بهم خورد.چند سال بعد تو سن 21 سالگی با ی پسر هم سن خودم دوس شدم.اینم جز تجارب تلخ منه،چون پسر ایده آلی نبود.ما 10ماه دوس بودی ک ی بار تو ی شرایطی 1هفته باهم زندگی کردیم.2شب اول سکس ما فقط معاشقه بود ولی شب سوم ازم خواست ک فقط سر کیرشو بکنه تو کسم،منم چون خیلی داغ بودم قبول کردم اما اون بعد اینکه سرشو کرد تو بیشتر ادامه داد کیرش کامل رفت تو کسم.خیلی درد داشتم و بی حس شده بودم و اصلا نمیدونستم که چه اتفاقی میفته، بعد 4سال دوستی باهاش کات کردم،بعد اون با هر پسری دوس میشدم سکس میکردم و لذت میبردم،فقط ب سکس فک میکردم و روحیه عشقو علاقه در من مرده بود.تا اینکه با ی مردی 43 ساله و متاهل دوست شدم.

 

 

از روز اول بهم گفت ک متاهله و چون زنش توانایی سکس نداره میخواد بامن دوس شه،2ماه دنبالم اومد تا بالاخره راضی شدم باهاش دوس شم.این مرد بهترین اتفاق زندگی من بود،چ از نظر روحی و چ از نظر سکسی همیشه پشتمه.سکس ما هر روزه،کیرش حدود 15 سانته و کلفته،اولین بار ک باهاش سکس کردنم هیچوقت از یادم نمیره،ما ناهار رو باهم بیرون بودیم،بعدش اون منو برد ب یکی از خونه هاش نه اون خونه ای ک زندگی میکرد.خونه ای ک خریده بود واس همین کار.اونجا یکم باهام صحبت کردو شروع کرد ب نوازش دستام.من از جام پاشدم ک ازش فاصله بگیرم،اما اون منو تو گوشه اتاق گیر انداخت طوری ک نمیتونستم تکون بخورم،لباشو آروم ب صورتم مالید و کم کم لبامو میخورد،خیلی حس بی نظیری بود.منم زبونمو انداختم تو دهنش وقتی زبونشو با زبونم حس کردم کسم شروع کرد ب خیس شدن،اون همزمان کسمو میمالیدو بهم میگفت ک عاشقم شده،من سرپا بودم .اون نشست و شلوارمو کشید پایین،شروع کرد ب خوردن کسم.منم موهاشو با دستام نوازش میکردم.آروم منو برد تو ی اتاق دیگه ک کل دیوارش آینه کاری بود،من ک اون اتاقو دیدم هیجان زده شدم،بهم گفت دیدن سکس آدمو حشری تر میکنه واس همین این اتاقو آینه کاری کردم ک لذت بیشتری ببریم.خلاصه آروم من خوابوند کف زمین و لباسمو زد بالا و از رو سوتین با زبون سینمو لمس میکرد،کیرشم احساس میکردم ک هر از گاهی ب کسم میمالوند،سوتینمو خودم خیلی شتابزده درآوردم داشتم دیوونه میشدم،سرشو چسبوندم ب سینم گفتم نوکشو گاز بگیر طوری ک دردم بیاد،اونم محکم گاز میگرفتو میلیسید،دستمو برم رو کیرش بلند شدم شروع کردم ب خوردن کیرش،کیرش خوشبو بود چون ب کل بدنش ادوکلن زده بود و این لذت سکسو واسم بیشتر کرده بود.اونقد مکیدم کیرشو ک فکم خسته شده بود،کیرشو انداختم تو کسم،اومد روم خیلی آروم تلمبه میزدو دستش زیر سرمو رو کمرم بود،یعنی محکم بغلم کرده بود و لبامو آهسته میمکیدو تو گوشم میگفت عاشقتم،منم بهش میگفتم من بیشتر عاشقتم،بهم میگفت زن ب این خوشگلی و جوونی رو باید هر روز کرد.منم از حرفاش ذوق میکردم.بعدش حالت داگی وایسادمو گفتم محکم تلمبه بزن ک دردم بیاددوس پسرم کمرمو گرفتو محکم کیرشو میکرد تو کسم از لذت جیغ میکشیدم و بهش میگفتم میخوامتتتتتت،اونم میگفت من واست میمیییرمممم.گفتم میخوام ارضا شم،ازم پرسید چجوری ارضا میشی،گفتم دراز بکش،اون دراز کشیدو من رفتم رو کیرش سوارشدم،بهش گفتم اصلا کاری نکنه فقط سینه هامو بماله باقیش با خودم.خلاصه سینه هامو فشار میداد منم رو کیرش بالا پایین میکردم ک بعد چند دقیقه آبم اومد و درحین ارضاشدن تمام بدنشو چنگ انداخته بودم،بیچاره زخمی شد ولی بهم گفت این اولین باره ک میبینم ی زن اینجوری بدنمو زخمی کنه.نوبت اون شده بود ک ارضا شه،رفتیم رو صندلی و من ب حالت داگی موندم،از پشت کیرشو انداخت تو کسمو تند تند تلمبه میزد،بهم گفت ستاره آبمو بیارم؟گفتم آره عشقم،و اون چند لحظه بعد آبشو ریخت تو کسم،چون وازکتومی کرده بود میتونست آبشو بریزه توش.از دوستی ما 1سالو 3ماهه میگذره اما هر بار ک سکس میکنیم انگار اولین باره سکس میکنیم..

 

╔═.💗.════════📝═╗

°•.ᘛ❥ᘞ @dodol_fun ᘛ❥ᘞ.•°

╚═📝════════.💗.═╝

سکس با زن ۲۴ ساله متاهل در زابل

سک س با زن ۲۴ ساله متاهل در زابل

زن شوهردار

سلام دوستان عزیز

میخوام یکی از داستانهای خودمو براتون تعریف کنم که مال سال ۸۶ هستش.

من ارمان اون موقع ۲۶ سالم بود قد ۱۷۵ وزن هم ۷۰ کسی که برای بار اول باهاش سkس کردم برمیگرده به تابستون همون سال. اونم طبق گفته خودش ۲۴ سالش بود. من ساکن یکی از شهرهای مرکزی سیستان و بلوچستان هستم سارا(مستعار) اهل زابل بود,

بطور اتفاقی ی روز دیدم ی شماره تماس گرفت جواب دادم دیدم صدای ناز خانمیه که گفت ببخشید اشتباه گرفتم. منم گفتم خواهش میکنم قطع کرد. حالا بماند که بعد تماس گرفتمو دو هفته تلفنی باهم حرف زدیم و تو همین تماسا گفت که متاهله شوهرش تحویلش نمیکیره , گفت میخوام ببینمت میایی زابل؟ منم گفتم آره چون با زن متاهل سkس نکرده بودم.

صب راه افتادم با اتوبوس رسیدم زاهدان از اونحام رفتم زابل ادرس داد کوچه فلان, جالبه خونه خودش و خونه پدرشوهرش تو همون کوچه بودن۔ قول داده بود که برام غذا درست کنه که کرده بود قورمه سبزی,

تا رسیدم زنگ زدم دو بعدازظهر بود , بادهای ۱۲۰ روزه هم شروع شده بود بدجور هوا هم گرم. تماس که گرفتم گفت بیا تو کوچه در رنگ فلان سمت چپ رو باز میذارم منم تو کوچه رو نیگا کردم کسی نبود۔ رفتم داخل دیدم ی خانم جیگر با پیرهن تنگ سورمه ای و ی دامن فک کنم گل گلی مشکی و چیندار درو وا کرد روسری هم سرش بود اولش خیلی رسمی رفتیم داخل نهار کشید برام نهار خوردم اون یا نهار خورده بود یا کسش ک یر میخواست میل نداست۔ روبروم نشسته بود که گفتم بیا اینجا کنارم بشین تا چایی سرد شه ی ذره که حرف زدیم من رفتم نزدیکش الان روسریشو باز کرده بود موهاشم رنگ کرده بود تا باسنش میرسیر موهاش اخ باسنش با اون دامن دیوونه م میکرد سینه هاش برجسته منتظر منو دستام بودد۔ لباس قلوه ای ی رژ قرمز هم زده بود , یهو دستشو گرفنتم مثلا خجالت میکشید ولی حشری شده بود دیدم دسشو داد به من منم رفتم اروم خوابوندمش رو فرش همون حال افتادم به جون لباس جوووون چه لبایی اونم کم کم راه اومد دکمه های پیرهنشو باز کردم جوووون عجب سینه هایی بدون سوتین اونقد خوفرم ایستاده بودن حالا نخور کی بخور سینه هاشو که داشتم میخوردم دستمو همزمان از زیر دامن بردم جووووون دیدم شورت هم پاش نکرده اماده گاییده شدنه گفتم دامنتو درارم مقاومت کرد که اخرش گفت بریم تو اتاق رفتیم تو اتاق همون تختی که شوهرش میکردش رفتیم اونجا دامنو کشیدم از پاهاش پیرهنو هم دراوردم رفت رو تخت منتظر من موند لباسای خودمو هم کندم با شورت رفتم افتادم بجونش حالا نخور کی بخور واقعا گناه لذتش چندبرابره. اونم شورتمو دراورد با ولع شروع کرد به خوردن ک یرم اون پایین من بالا ۶۹ شدیم اوف کس تمیزشو که دیدم خیس جلوم چشام دیگه وحی شدم انگشتش کردم حسابی خوردمش اونم ک یرمو داست میخورد گفت ک یر میخوام البته خیلی اروم منم بلند شدم ک یرمو یکی دو دقیقه شیدم لای چاک کسش اونم دیوونه شد گفت بکن تو منم اروم کردم تو تا ته فرستادم ی اه نازی گفت نذاشتم اهش طولانی شه بدنمو چفت بدنش کردم لباشو همزمان میخوردم اروم داشتم تلمبه میزدم کسش واقعا خیس شده بود جفتمون تو اسمونا بودیم بعد به بغل هم از پشت چند دقیقه تلمبه زدم اوووف نمای ک ونش موقع تلمبه زدن محشر بود اونم هی اهو ناله میکرد که بکن منو جرم بده واقعا نمیدونین اون زنی که خجالتی بود چجوری ناله میکرد بعد دوباره همون حالت طاق باز خوابید کیرمو کردم تو کس تنتد تند زدم اونم ارضا شده بود گفتم ابمو کجا بریزم گفت میخوام موقع ارضا شدنت نمیخوام ک یرتو دراری منم چون حامله نمیشد از شوهرش , منم محکم تلمبه میزدم لباشو میخوردم ابم تا قطره اخرش ریخت تو کسش لبامو اصلا ول نمیکرد دستاش هم کمرمو۔ این بهترین سkسم با ی زن متاهل بود روز بعدش هم موندم کردمش, الانکه یادش افتادم دلم دوباره کسشو خواست.

 

 

نوشته: آرمان